الشيخ محمد علي الگرامي القمي
62
خدا در نهج البلاغه (فارسى)
اشكالات ذيل روبرو است : 1 - تصادف ( حساب احتمال ) در اصل ايجاد يك پديده يا حركت آن ، از نظر علمى بىاساس است . راههاى بىنهايت تكامل ، بر احتمال به جريان افتادن مادّه در مسير صحيح از ميان اين همه راه ، خط بطلان مىكشد . نمىتوان به فرضيّهء « حركت در مسير راههاى بسيار فراوان انحرافى و پيدا كردن راه صحيح » اعتماد كرد ، زيرا رفتن راههاى انحرافى براى موجودى شعورمند اثربخش است تا بتواند راه صحيح را دريابد ؛ و گرنه طى انبوه راههاى انحرافى چه اثرى دربر دارد ؟ طى اين راه انبوه در صورتى مفيد و اثرمند است كه موجودى شعورمند بخواهد از رهگذر شعور خويش به تجربه دست يابد و در غير اين صورت رفتن راههاى انحرافى هيچ فايدهاى به دنبال نخواهد داشت . پشت سر نهادن تمامى يا بسيارى از راههاى انحرافى و سپس در راه صحيح گام نهادن ، امتيازى براى موجود بىشعور نيست و از ديدگاه علمى و فلسفى ، تفاوتى با پيمودن ابتدايى راه صحيح ندارد و مانند آن است كه بگوييم از همان نخست ، در ميان بىنهايت راه ، به يك راه صحيح رسيده است . 2 - اگر حركت مادّه از شعورى بيرونى تهى بود ، امكان داشت كه مادّه ، راههاى طى شده را بار ديگر پشت سر نهد و حتّى صدها بار يك راه را بپيمايد و هيچگاه هم به نتيجه نرسد . دقّت كنيد كه اين فرض كاملا منطقى و بدون مانع است .